می دانی ..
یک وقت هایی باید , روی یک تکه کاغذ بنویسی"تـعطیــل است"و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارتباید به خودت استراحت بدهیدراز بکشیدست هایت را زیر سرت بگذاریبه آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنیدر دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اندآن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند .. (حسین پناهی)
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392ساعت 20:53 توسط حميد امامي
|
فایدهای ندارد که به تاریکی لعنت کنیم، بهتر است که شمعی روشن کنیم....
( محمد بهمن بیگی)
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1392ساعت 13:29 توسط حميد امامي
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 15:29 توسط حميد امامي
|
دكتر سلام! روح و تنم درد می كند
چشمم، دلم، لبم، بدنم درد می كند
ذوق سرودنم، كلماتِ نوشتنم
دكتر! تمام خویشتنم درد می كند
احساس شاعرانگی ام، تیر می كشد
حال و هوایِ پر زدنم درد می كند
دكتر! نگفته های زیادی ست در دلم
لب وا كه می كنم، سخنم درد می كند
می خواستم كه لال بمانم، به جان تو!
دیدم سكوت در دهنم درد می كند...
(کیومرث مرادی)
+
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 14:8 توسط حميد امامي
|
شما اگر در طول یک روز هزار نفر ایرانی را نمونه انتخاب کنید، خواهید دید آنها خیلی تذکر میدهند و به نکات اخلاقی اشاره میکنند و واژگان دینی، معنوی و اخلاقی زیادی را به کار میبرند. واژگانی مانند انسانیت، خدا، پیغمبر، پاکی، وجدان، محبت، صداقت، شرافت، راستگویی و وظیفه دائماً مورد استفاده ماست، اما پرسش اینجاست که بازتاب این واژهها در زندگی و عمل ما چیست؟ نیم کره ذهنی ما با نیم کره عملی ما تقریباً هیچ ارتباطی با هم ندارند. (دکتر محمود سریع القلم)
+
نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 7:56 توسط حميد امامي
|
دل من آخرین جمعه سال
دل تو اولین روز بهار
و چه دورند و چه نزدیک بهم ....!!
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 22:32 توسط حميد امامي
|
هر چه انسان تر باشيم زخم ها عميق تر خواهند بود. هر چه بيش تر دوست بداريم بيش تر غصه خواهيم داشت . بيش تر فراق خواهيم کشيد و تنهائي هاي مان بيش تر خواهد شد.
شادي ها لحظه اي و گذرا هستند شايد خاطرات بعضي از آن ها تا ابد در ياد بماند ، اما رنج ها داستانش فرق مي کند تا عمق وجود آدم رخنه مي کند و ما هر روز با آن ها زندگي مي کنيم. انگار که اين خاصيت انسان بودن است!
(نامه به کودکي که هرگز زاده نشد : اوريانا فالاچي)
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 7:0 توسط حميد امامي
|
هر روز بی شما، به شما فکر می کنم بر امتداد فاصله ها، فکر می کنم .....
سرفصل لحظه های دلم را ورق زدم بر سال مرگ خاطره ها، فکر می کنم
فردا چه می شود ؟! به دلم بانگ می زنم بر التهاب ثانیه ها، فکر می کنم .....
پیش از تو ای عزیز، دلم ساده دل نبود دارم به سحر نام شما، فکر می کنم
دستم که می رسید به دستت، ولی نشد بر بی اجابتی دعا، فکر می کنم......
آن قدر بی کسم ، که دراین شهر پرفریب ، تنها نشسته ام، به خدا فکر می کنم ....... |
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1391ساعت 8:36 توسط حميد امامي
|
هر چه از دست میرود بگذار برود.
چیزی که به التماس آلوده باشد نمیخواهم، هر چه باشد.
حتی زندگی...
( ارنستو چگوارا)
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 9:48 توسط حميد امامي
|
وحشت از عشق که نه
ترس ما فاصله هاست
وحشت از غصه که نه
ترس ما خاتمه هاست
ترس بیهوده نداریم
صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست
کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست
گله از دست کسی نیست
که مقصر دل دیوانه ماست .....
(قیصر امین پور)
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1391ساعت 8:57 توسط حميد امامي
|